امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 14 سال و 27 روز سن داره

امیر حسین مرد کوچک ما

یه عشقولانه کوچولو برای بابای عسل خان

  زندگی یعنی هر روز تو را دیدن    یعنی هر روز با تو سخن گفتن     یعنی هر لحظه در اشتیاق تو بودن      یعنی زل زدن در چشمان مهربانت   و تا عمق جان لذت بردن    زندگی یعنی همین لبخندهای پنهان تو وقتی از علاقه ام برایت میگویم زندگی یعنی چشیدن طعم دستهایت وقتی که دستانم را میفشارد زندگی یعنی تو ... من این روزها هوای زندگی کردن دارم !!!!! تقدیم به عشق زندگیم که وجودش گرمابخش زندگیمه....   ...
28 مرداد 1393

باز رفتیم شمال 17/5/93

بازم سلام ، یه سفر کوچولو رفتیم شمال که خیلی خوش گذشت....هوا هم عالی بود ، عشق کوچولوی ما هم کنار ساحل کلی بازی کرد ، داریم از تعطیلات بابا نهایت استفاده رو می بریم. خدایا به خاطر همه خوبیات ممنونتم............... ...
18 مرداد 1393

بازم رفتیم کندلوس16/5/93

سلام دوستای خوبم ما کم کم داریم می شیم مارکوپولو .... پارسال همین موقع ها رفتیم کندلوس ولی امیرحسین 10 ماهش بود که اولین دندونش اونجا دراومد .. حالا 1 سال و 10 ماهشه و مردی شده واسه خودش... خیلی خیلی جاتون خالی بود کلی با هوای سردش حال کردیم و لرزیدیم ، حتما یکبار کندلوس رو برین چون واقعا تکه ای از بهشته پشیمونن نمیشین ... از ما گفتن بود خودتون مقایسه کنید!..... اینم آتیش کوچولوی پسر ما... بیاید با هم بقیه عکس ها رو ببینیم.... پسرم برای آتیشش داره چوب جمع می کنه... ...
18 مرداد 1393

بازهم رفتیم نطنزباغ بابایی...7/5/93

سلام ، جاتون خالی من و  گل پسر و بابا امیر که تعطیلاتت تابستونی 2 هفته ایش شروع شده برای عید فطر 6 روز رفتیم باغ بابایی که خیلی خیلی بهمون خوش گذشت . می تونید اینو از برق چشمای عسل خان ببینید..... اینجا هم پا به پای دایی محمد چیپس و ماست موسیر خورده! بای ..... تا سفر بعد..... ...
18 مرداد 1393

تولد سام کوچولو 2/5/93

سلام دوستان پسر کوچولوی ما رفته تولد سام کوچولو کلی بهش خوش گذشته ....خودتون قضاوت کنید...... اینم قسمت خوشمزه تولد.... امیرحسین و دانیال همیشه به تولد خوشگل مامان ... ...
5 مرداد 1393

پرستار مهربون

سلام ، دوستان انگار مطلب مهمی رو من فراموش کردم تو خاطرات پسرم ثبت کنم ، اونم پرستار مهربون پسرم  خاله نرگس که از آخر اسفند ماه اومده پیشمون و یکی از اعضای خانواده ما شده که انصافا هم جای خالی منو در ساعاتی که پیش پسر گل هستش پر میکنه. از وقتی خاله نرگس یا به قول امیرحسین نانا پیش ما اومده کلی آموزشها به پسر گلمون داده که ازش واقعا ممنونم ، مثلا کلی کلمات رو یاد داده ، اسم تمام حیوانات رو از روی تصویر به عسل خان یاد داده و ......... خلاصه که با مهربونیاش پسرمون رو وابسته به خودش کرده تا جایی که موقع خداحافظی دنبالش میره و نانا  نانا میکنه  .   ...
31 خرداد 1393